بعضي ,لاتاري ,دلشان ,تشخيص ,روبرو ,زيادي ,دلشان ميشکند ,لاتاري بزرگ ,زيادي ملاقاتدر زندگي با آدم هاي زيادي ملاقات ميکنيم ، با آدم هاي زيادي قدم ميزنيم و مي نشينيم ، مي خنديم و گريه ميکنيم ، حرف مي زنيم و سکوت مي کنيم ، اما فقط بعضي از اين آدم ها در ذهنمان باقي مي مانند ...

 اين بعضي ها ناگهان مي روند و هيچوقت ديگر با اين بعضي ها اتفاقي در خيابان روبرو نخواهي شد ... خيلي زود مي آيند و خيلي زودتر مي روند ، اما فقط تعداد کمي از ما ميتوانيم اين بعضي ها را تشخيص بدهيم ، تا دو دستي بگيريمشان و از دستشان ندهيم ...

اين بعضي ها يک بار در زندگي آدم اتفاق مي افتند ، مثل ديدن اتفاقي ستاره ي دنباله داري در دل شب ، که قرن ها طول مي کشد تا دوباره برگردد ، و يا مثل برنده شدن در يک لاتاري بزرگ ... بايد خيلي خوش شانس باشي که در يک لاتاري بزرگ قرعه به نام تو بيفتد ، البته مي شود سال هاي سال هم زندگي کرد و هيچوقت در يک لاتاري برنده نشد ...

 مي شود سال هاي سال با آدم هاي خيلي زيادي ملاقات کني ، ولي حتي يک بار هم با يکي از آن بعضي ها روبرو نشوي ... اين بعضي ها دل خيلي نازکي دارند ، حتي نميداني چگونه دلشان را شکسته اي ، حتي گاهي بي آنکه کاري کرده باشي دلشان ميشکند ، مثلا گاهي حتي از يک سکوت دلشان ميشکند ...

اگر تو آنقدر آدم خيلي خوش شانسي هستي که با يکي از آن بعضي ها روبرو شده اي ، خوب چشم هايت را باز کن ، او را تشخيص بده و تا دير نشده خودت را به اون غل و زنجير کن ، و گرنه سال ها بعد ، متوجه ميشوي او يکي از آن بعضي ها بوده است و تو چقدر احمقانه او را تشخيص نداده بودي ...

منبع اصلی مطلب : زندگی من - فریاد بی صدا
برچسب ها : بعضي ,لاتاري ,دلشان ,تشخيص ,روبرو ,زيادي ,دلشان ميشکند ,لاتاري بزرگ ,زيادي ملاقات
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : بعضی از آدما